آخرین

زمان می پژمرد دردستهای سکوت

امشب آخرین مفّررامی آزمایم

امافردا

آیاتوآنجاخواهی بود؟

ساعت قهقهه می زندازمخدرتلقین

اهمیت می دهم چراکه زندگیم راساخته است

به پنجره می اندیشم واین سوال

که آیاتوآنجاخواهی بود؟

پیش ازاین همه چیزراآزموده ام

باهرچشم نگریسته ام

اینک واپسین ترانه وواپسین امید

نه چیزی بگو،نه اشارتی کن

مگذارانگیزه ام فروریزد

ارتعاش نفس هاجنون آمیزند

به پای آخرین مفّر

می نشینم باهیچ حدسی درخیال

درالتهاب عروج وسقوطی بی امان 

تنهاپنج کلمه ذهنم راتسخیرکرده

آیاتوآنجاخواهی بود؟

 

                                     

 

 

/ 0 نظر / 8 بازدید